دیداری با استاد هوشنگ معین زاده

هوشنگ معین زاده _ امید دانا

سکانس یک
14 سال بیشتر نداشتم که با کتاب خیام و دروغ دلاویزش برای نخستین بار به فکر فرو رفتم…
رفته رفته شیفته آن سوی سرابش شدم و با کمدی خدایانش تکامل یافتم…
بهترین روزهای زندگانیم به شهادت یاران داخل ایران با کتابهای بزرگمردی آمیخته شد که برای روشنگری جلوی خدا هم ایستاد…

سکانس دو
همواره کتابهایش را در جایی در خیابان بهار شیراز پرینت میگرفتم و با سیم های صحافی کتابش می کردم و دست به دست در بین تشنگان دانستن و حتا آنانکه یکبار در زندگانیشان کتاب نخوانده بودند می دادم…
آری کتابهایش خود معجزه بود و کتاب نخوانها را کتاب خوان کرده بود و به شدت تو فکر برده بودشان…

سکانس سه
در بین جمعیتی در پاریس صدایی می شنوم که مرا صدا می زند…
آقای دانا درود بر شما سپاس بابت برنامه های خوبتان من از بینندگان برنامه های شما هستم….!
به چهره اش خیره میشوم باورم نمی شود، قهرمان سال های نوجوانی ام که با کتابهایش شب ها را سحر میکردم جلویم ایستاده و صدایم میزند، می گوید برنامه هایم را میبیند عجب حالی دارم اصلا دارم از حال میروم که بیکباره در آغوشم می گیرد، شوک زده شدم، اینجا من و استاد هوشنگ معین زاده عجب دنیای کوچکیست……

هوشنگ معین زاده _ امید دانا

1 نظر برای “دیداری با استاد هوشنگ معین زاده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s