یاد گرفتم که…

Untitled3_First_Frame

از دوران کودکی وقتی نام «ایران» را می شنیدم حس غریبی و البته آشنا تمامی سلولهای بدنم را فرا می گرفت، بگونه ای که علاقمند شدم در مورد این حسم بیشتر بدانم..

تا 14 سالگی چندین کتاب در مورد تاریخ ایران خواندم و از 17 سالگی پایم به حزب پان ایرانیست و خانه سرور محسن پزشکپور باز شد، جلسات حزب را مرتب شرکت می کردم و هر روز بیشتر در مورد حس دوران کودکی ام به «ایران» می فهمیدم..

در 18 سالگی (1380) بابت پخش نشریه حزب (حاکمیت ملت) و شرکت در چند تظاهرات به مدت 70 روز بازداشت شدم ولی از آنجایی که سنم کم بود و برای بار نخستم بود، با وثیقه آزاد شدم و در دادگاه تبرئه شدم..(شعبه 26 قاضی حداد)
ادامهٔ این نوشته را بخوانید

Advertisements