روز دانشجو من روز تاسیس دانشگاه تهران است، نه روز 16 آذر

16 آذر

تاریخ را آنان مینویسند که فاتح شده اند و همواره مردم حرف فاتحان را قبول میکنند.

جمله بالا مصداق حادثه 16 آذر است، 16 آذری که امسال در آستانه 60 سالگی خودش می باشد و بابت کشته شدن به ظاهر سه دانشجو بیگناه هر ساله روز دانشجو برگزار می شود، اما در حقیقت روزیست برای تخریب حکومت پادشاهی ایران و خاندان ایرانساز پهلوی که توسط شورشیان 57 به ایران عزیزمان تحمیل شده است.

اصل ماجرای 16 آذر چیست؟

اصل ماجرای 16 آذر بر میگردد به عقده های شورشیانی که در 28 امرداد 1332 با قیام مردمی مواجه شدند و در عرصه کودتا بر علیه شاه ایران ناکام ماندند و جز تسلیم به خواست مردم راه به جایی نبردند و از اینرو دنبال فرصتی برای ضربه به میهن عزیزمان میگشتند تا بدین وسیله حکومت مرکزی را بی کفایت جلوه دهند و اندیشه های انیرانی خویش را که بعدها در شورش 57 موفق شدند به سرانجام برسانند، پیاده کنند.

پس از قیام 28 امرداد روابط ایران با انگلستان تیره و تار شد و در عرصه بین الملی ایران اندکی منزوی شد، به همین سبب دیپلماتهای ایران و نظام شاهنشاهی برای بهبود چهره ایران در سطح جهانی گام های بلندی را برداشتند که در این راستا 4 ماه پس از اتفاقات امردادماه یعنی روز 24 آبان 1332 خبر سفر (ریچاد نیکسون) معاون رئیس جمهور آمریکا در تاریخ 18 آذر همان سال به ایران منتشر شد،که قرار بود معاون رئیس جمهور آمریکا در دانشگاه تهران استقبال شود و یک سخنرانی در میان دانشجویان فهیم ایران که عموما از احزاب راست و حزب پان ایرانیست بودند داشته باشند.

از همان لحظات نخست پخش خبر در 24 آبان جریانات ضد ایرانی که در نهایت زهرشان را در سال 57 بر پیکر ملت ایران ریختند، بر آن شدند یکبار دیگر به مانند 28 امرداد ائتلاف سرخ و سیاه را ایجاد کنند و نگذارند ایران رنگ آرامش و صلح را ببیند، به همین شوند تصمیم به نا امن کردن دانشگاه تهران گرفتند، تا مانع حضور ریچاد نیکسون شوند.

هر چه به روز 18 آذر نزدیک می شدیم، تحرکات عناصر ائتلاف سرخ و سیاه در دانشگاه تهران افزایش می یافت و حکومت شاهنشاهی این تحرکات را زیر نظر گرفته بود، اما هیچگونه برخوردی با این عوامل بروز نمی داد و از تاریخ 24 آبان تا 14 آذر 1332 حتا یک تن بابت ناامن کردند جو دانشگاه تهران بازداشت نشد. ( البته نقش دانشجویان ناسیونالیست و میهن پرست برای برقراری آرامش و امنیت در دانشگاه تهران نبایستی فراموش شود)

از تاریخ 24 آبان تا 14 آذر دانشجویان توده ای که از سوی شوروی تغذیه مالی میشدند تا دانشجویان اسلامگرا به مانند جریان فداییان اسلام و هواداران آقای مصدق، توانسته بودند از صبر ارتش و دستگاه امنیت ایران سواستفاده کنند و دانشگاه تهران را به مانند انبار باروت بسازند که تنها نیاز به یک جرقه داشت تا شورشی اتفاق بی افتد.

جرقه مذبور در روز 14 آذر اتفاق افتاد، شرح ماجرا از آنجایی آغاز شد که تیمسار زاهدی در روز 14 آذر رسما اعلام کرد روابط ایران و انگلستان از سر گرفته میشود و خبر سفر (دنيس رايت) سفیر انگلیس را در آینده ای نزدیک وعده داد.

از همان لحظات نخست پخش خبر که ساعت 8 بامداد از رادیو ملی ایران منتشر شد، تحرکات در دانشگاه تهران شدت گرفت و در گوشه کنار دانشگاه دارو سازی تجمع آغاز شد و دانشجوهای توده ای اقدام به سنگ پراکنی به سوی دانشجویان ناسیونالیست کردند و در این هنگام سربازان گارد شاهنشاهی وارد عمل شدند ولی دانشجویان توده ای به همراه هواداران مصدق از اقدام خود کوتاه نیامدند و حتا به سوی سربازان وظیفه سنگ پرتاب کردند و با شعارهای زننده از جمله ( مزدور شاه برو گم شو) قصد تحریک ارتش ایران را داشتند، همچنین این تجمعات در روز 15 آذر ادامه داشت و به دانشگاه علوم تجربی و دانشگاهای دیگر کشید که برای اولین بار دستگاه امنیتی ایران پس از هفته های خرابکاری این به اصطلاح دانشجویان اقدام به بازداشت برخی از عواملی که خشونت را ترویج میدادند نمود.

اما روز 16 آذر، روز دیگری بود، زیرا وقاحت در نزد دانشجویان توده ای و مصدقی به همراه دانشجویان اسلامگرا به حد خود رسیده بود و از آنجایی که رفتار مسالمت آمیز سربازان ایران و دستگاه امنیت شاهنشاهی ایران را دیده بودند، با خیالی آسوده به سوی سربازان گارد شاهنشاهی به قصد تصرف اسلحه حمله ور شدند که در یک صحنه سربازی مشاهده میکند، سرباز دیگری زیر دست و پای دانشجویان توده ای و جبهه ملیست ( شما بخوانید جبهه ضد ملی) و دارد تلاش میکند اسلحه همراهش را بزور از چنگش در نیاورند در این لحظه سربازی که صحنه را مشاهده میکند احساساتی میشود و به سوی ضاربین تیراندازی میکند تا همرزم بیگناه خودش را نجات بدهد که در این لحظه ضاربین دیگر فرار میکنند و سرباز مضروب به همراه اسلحه نجات پیدا میکند، اما در این حادثه سه دانشجویی که قصد تصرف اسلحه را از سرباز شاهنشاهی داشتند به نام  احمد قندچی، آذر (مهدی) شریعت‌رضوی از حزب توده و مصطفی بزرگ‌نیا از جبهه ملی کشته میشوند.

بعدظهر 16 آذر رئیس پلیس وقت ایران به همراه تیمسار زاهدی پیام های جداگانه ای برای رادیو ملی ایران میفرستند که از کشته شدن این سه ضارب متاسف هستند و به خانواده آنان تسلیت میگویند و ارتش ایران آن سرباز بیچاره را که وظیفه خودش را برای نجات جان سربازی دیگر انجام داده بود توبیخ میکنند. اما با تمام خرابکاریهای ائلاف سرخ و سیاه 18 آذر فرا میرسد و ریچاد نیکسون در کمال آرامش در میان دانشجویان فهیم ایران وارد دانشگاه تهران میشود و سخنرانی خودش را برگزار میکند و قائله به اتمام می رسد.

و اما از همان سال 1332 جریانات ضد ایرانی که نتوانست از حضور ریچاد نیکسون جلوگیری کنند و برنامه آنان با شکست مواجه شد برای تخریب چهره حکومت شاهنشاهی و خالی کردن عقده های خود روز 16 آذر را که سه دانشجو ضارب بدون دستور تیراندازی از سوی حکومت کشته شده بودند را روز دانشجو معرفی کردند، که پس از شورش سال 57 و روی کار آمدن جمهوری اسلامی روز 16 آذر رسما وارد گاهشمار ایرانیان شد و هر ساله مراسم مفصلی را حکومت جمهوری اسلامی برای دانشجویان برگزار میکرد تا سال 1378 و اتفاقات 18 تیر که این روز تبدیل به فرصتی برای مخالفین جمهوری اسلامی شد و رژیم در 14 سال گذشته روز 16 آذر را با امنیت بالایی برگزار میکند.

هدف از نوشتن این واقعه گوشزدی به یاران میهن پرست و هوادار پادشاهی بود که در چند سال اخیر گویا تاریخ را به دست فراموشی سپردند و برای روز 16 آذر بسیار تبیلغ میکنند و حتا این روز را برگزار میکنند و هیچ اشاره ای به مطالب بالا نمیکنند، نگر نویسنده نوشتار این نیست از چنین روزی که فرصتی میباشد برای به چالش کشیدن جمهوری اسلامی صرف نظر کنیم اما خوب است تاریخچه این روز را بدانیم و حداقل در آکسیونها و مراسمهایی که ما هواداران پادشاهی تریبونی میگیریم ویا برگزار میکنیم اشاره کنیم که روز دانشجو به حق روز تاسیس دانشگاه تهران بایستی باشد زیرا اگر خاندان ایرانساز پهلوی دانشگاه را نمیساختند، و دانشگاهی وجود نداشت مسلما دانشجویی هم نبود که بخواهیم روز دانشجو برگزار کنیم.

بنابراین به دیدگاه نگارنده یا در روز دانشجو بایستی سکوت کرد و یا اگر میخواهیم از این فرصت برای ضربه زدن به حکومت اسلامی استفاده کنیم، به مظلومیت خاندان ایرانساز پهلوی اشاره کنیم زیرا روز 16 آذر روزیست بر علیه این خاندان و نبایستی اجازه دهیم فسیلهای 57 از چنین روزی بهره برداری سیاسی خودشان را انجام دهند.

درود بر خاندان ایرانساز پهلوی که دانشگاه را ساختند و موقعیت تحصیل و آموختن را به جوانان کشورشان دادند.

نگارنده: امید دانا

16 آذر

Advertisements

درباره omiddana
من امید دانا سازنده برنامه رودست هستم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: