ریشه پادشاهی در جشن شهریورگان

2

به بهانه 30 امرداد جشن شهریورگان

خشترا نیروی اهورایی و بخششی است بسیار ارجمند که چون بارانی ملایم از عرش به زمین می بارد و خواستهای درونی جانباختگان راه اشا (راستی) را به خدمتگزاری مردم برخواهد انگیخت.»  یسنا 51-بند 1

جشن شهریورگان ششمین جشن ماهیانه در سال می باشد و همانگونه که میدانید جشنهای ماهیانه با برابری نام روز با نام ماه جشن گرفته می شوند و بنابراین، با برابری روز شهریور از ماه شهریور جشن شهریورگان برگزار می گردد. نام روزهای هر ماه به این ترتیب است که با نام اهورامزدا آغاز شده و سپس با نام امشاسپندان و سپس ایزدان ادامه می یابد و این 30 نام هر ماه به همین ترتیب تکرار می شوند تا ما را به اندیشه کردن در مفهوم آنها وادارند.

در این ترتیب نامهای ماه، شهریور چهارمین نام است و نام چهارمین روز از هر ماه 30 روزه شهریور نامیده می شود. پس، چهارمین روز از ماه شهریور جشن شهریورگان است؛ البته در گاهشماری زرتشتی. در گاهشماری خیامی به دلیل 31 روزه بودن 6 ماه نخست سال، این جشن پنج روز به جلو برده شده و در 30 ام امرداد ماه می باشد.

اما مفهوم شهریور چیست؟ واژه شهریور در گاتها » خشتره وئیریه» می باشد که بعدها به شکل ساده شده شهریور تبدیل شده است. «خشتره» به معنای شهریاری و «وئیریه» به معنای آرزو شده می باشد. بنابراین، خشتره وئیریه به گفتار ساده می شود «شهریاری آرزو شده». ولی اگر ژرف تر و مینوی تر بخواهیم مفهوم «خشتره وئیریه» را درک کنیم، از دیدگاه های گوناگون می توان به آن نگریست.

از دیدگاه ویژگی های فردی (که از سویی دید اجتماعی هم دارد) اگر بخواهیم به شهریور بنگریم، شهریاری آرزو شده همان خویشتن داری، شهریاری بر خویشتن و در واقع همان شناخت نیک از خویشتن می باشد. در مفهوم هفت امشاسپندان یا همان هفت پایه عرفان زرتشتی، انسان پس از گذر از مرحله «وهومن» (اندیشه نیک) و پس از آن «اشا وهیشتا» (بهترین پاکی و راستی)، به مرحله «خشتره وئیریه» و شهریاری بر خویشتن می رسد و همینگونه با مرحله «سپنته آرمئیتی» (فروتنی افزاینده) و «خورداد» (رسایی و کمال) ادامه می دهد تا در پایان به «امرداد» (جاودانگی) رسیده و به اهورامزدا بپیوندد و با خرد مطلق یکی شود. و ما در جشن شهریورگان این گذر به این گام شهریاری بر خویشتن را با جشن و شادی به پیشواز می رویم و هر سال با رسیدن جشن شهریورگان به خود یادآوری می کنیم که باید خویشتندار و فروتن باشیم؛ خود را با گیتی هماهنگ کنیم و بدنبال دوستی و همزیستی باشیم و در این روز به دستگیری و یاری نیازمندان می پردازیم زیرا شهریاری و توانمندی در آن است که در عین نیرومندی، فروتن باشیم و دست دیگران را به یاری بفشاریم. همانگونه که در نیایش یتا اهو که هر روز در نمازهای روزانه مان تکرار می کنیم، می گوییم : «شهریاری اهورایی از آن کسی است که از نیازمندان دستگیری کند…»

بنابراین، دین زرتشتی حتی آموزه های فردی اش هم برای بهبود جامعه می باشد و هیچگاه به انسان بشکل یک موجود جدا از هازمان نمی نگرد. ما ویژگی شهریاری را در خود پرورش می دهیم تا بجز خودمان، به جامعه مان سود برسانیم.

اما از سویی دیگر، شهریاری را به مفهوم شهر و شهریگری نیز می توان گفت و اشاره دارد به همان تمدن و شهریگری که نزد آریاها پدید آمد و روز به روز گسترش یافت. به گفته موبد کامران جمشیدی «خشتره» از خشت ریشه گرفته و با خشت بر خشت گذاشتن است که ما می توانیم جامعه مان را آباد کنیم و باید به شهریگری و شهرسازی توجه کنیم. و اینگونه است که شهریگری و آباد گردانی زمین اینقدر برای ما مهم بوده و به همین دلیل شاهنشاهان کشور را با واژه شهریار نام می بردیم. زیرا که ویژگی یک شهریار، آبادانی کشور است؛ ویژگی یک شهریار توانمندی در عین فروتنی است؛ ویژگی یک شهریار دادگری است؛ ویژگی یک شهریار داد و دهش و دستگیری از نیازمندان است… و به همین دلیل است که شهریاری آرزو شده در سایه یک شهریار نیک اهورایی امکانپذیر است.

در جا جای شاهنامه فردوسی از این ویژگی های شهریار سخن رانده شده.

در مورد شاهنشاهی هوشنگ شاه می گوید:

ز هوشنگ ماند این سده یادگار

بسی باد چون او دگر شهریار

کز آباد کردن جهان شاد کرد

جهانی به نیکی از او یاد کرد

یا در جای دیگر می گوید:

وزان پس جهان یکسر آباد کرد

همه روی گیتی پر از داد کرد

یا در مورد شاهنشاهی فریدون می گوید:

هر آن چیز کز روی بیداد دید

هر آن بوم و بر کان نه آباد دید

بیاراست گیتی بسان بهشت

بجای گیا سرو گلبن بکشت

در مورد شاهنشاهی منوچهر می گوید:

واز آن رفته نام آوران یاد کرد

به داد و دهش گیتی آباد کرد

در مورد شاهان پیشدادی می گوید:

ازیشان جهان یکسر آباد بود

بدانگه که اندر جهان داد بود

آری، ریشه ای ترین مفهوم «خشتره وئیریه» همانگونه که از مفهوم واژه پیداست، همان است که همواره رد پای آن در فرهنگ ایرانی و در نوشته ها و چکامه های نویسندگان و چکامه سرایان ایرانی در دوره های پس از تازش نیز نمود پیدا کرده است.

مفهوم «آرمانشهر» یا «مدینه فاضله» و همان شهر و کشور نیکویی که همه گونه های بشر در آرزوی آنند. در سنت زرتشتی و در آیین گهنبار خوانی این مفهوم بسیار نیکو بیان می شود. در آیین گهنبار که هم آیین همازوری میان هازمان است و هم آیین داد و دهش و همچنین آیین نیایش و سپاسگزاری از داده های اهورایی می باشد، موبد گرامی هنگام خواندن اوستای ویژه گهنبار، با رسیدن به واژه «آفرینامه خشتریانه» (شهریاری اهورایی) یک شاخه مورد را که در خوان گهنبار در مقابلش است، بالا می گیرد و همه بهدینان هم انگشت اشاره دست راست خود را بالا می گیرند و این نشان دهنده این است که نخستین شهریاری بر این زمین از آن اهورامزداست و در سایه شهریاری خداوند جان و خرد است که انسان به آرامش و آسایش دست می یابد. سپس، با رسیدن به واژه «ویسپو خاترم» (کمال آسایش خاطر) دو شاخ مورد را دردست می گیرد و بهدینان نیز دو انگشت خود را بالا می گیرند. به این مفهوم که کمال آرامش خاطر برای آدمی هنگامی فراهم می شود که کشورش شهریاری نیکو داشته باشد.

در اوستا بارها به روان شهریاران نیکو درود فرستاده شده است. ازجمله، در اوستاهای مربوط به پنج گاه روزانه نماز، نخست به کدخدای نیک خواه و اشو درود و یزشن و ستایش می فرستد، سپس به دهدار نیکخواه و اشو، سپس به شهردار مردم نواز و اشو، سپس به پادشاه مردم نواز و اشو، و در پایان به پیشوای روحانی مردم دوست و اشو درود و ستایش فرستاده است.

بنابراین، در باور زرتشتی که دینی اجتماعی است و انسان را جدای از هازمان نمی بیند، آرمانشهر یا مدینه فاضله برای آدمی هنگامی فراهم می شود که رهبری نیکو و شهریاری آرزو شده و مطلوب داشته باشد و ما این آرمانشهر را بارها در تاریخ خود تجربه کرده ایم. نمونه اش شهریاری کوروش بزرگ می باشد. کوروش، شاهنشاه دادگر ایران زمین که هر قومی آرزوی پادشاهی او را داشت. پادشاه آرزو شده… او که مردم با آغوش باز حضورش را می پذیرفتند و او را ناجی خود می دانستند. او که برده داری را بر انداخت و همگان را در گزینش راه آزاد دانست. او که دست به آبادانی زد؛ حتی نیایشگاه هایی که از آن دیگر ادیان و دیگر اقوام بود را نو سازی کرد؛ و او که نخستین منشور حقوق بشر را نگاشت. سند سربلندی ما ایرانیان….

در اندرزنامه موبد گرامی، آذرپادمهر اسپندان، آمده : «در شهریور روز شاد باش زیرا که شادی ویژه مردمانی ست که پادشاه گزیده خوب داشته باشند.»

اما شهریار نیکو در عین نیرومندی و فر و بزرگی و توانگری باید فروتن و دهشمند باشد. همانگونه که گفتم، در نیایش «یتا اهو» یکی از مهمترین نمازهای روزانه زرتشتی می گوید: «شهریاری اهورایی از آن کسی است که از نیازمندان دستگیری کند…» و به همین مناسبت است که ما شهریاران دادگر و دهشمند را می ستاییم و به همین دلیل است که در گذشته پادشاهان در روز جشن شهریورگان بارعام داده و دهش می کردند و در واقع، شهریورگان متعلق به شهریاران دادگر و نیکوست و مردم نیز در این روز به نزد پادشاهان می رفتند و شادباش می گفتند. شهریور امشاسپند نگهبان پادشاهان نیکوست و شهریورگان جشن هازمانی است که شهریاری نیکو و دادگر و دهشمند دارد که در سایه فرش به آسودگی زندگانی میکند.

در شاهنامه فردوسی بزرگ، از دهشمندی شهریاران ایران زمین بسیار سخن رفته است:

در مورد فریدون می گوید:

فریدون فرخ فرشته نبود

ز مشک و ز عنبر سرشته نبود

به داد و دهش یافت آن نیکویی

تو داد و دهش کن فریدون تویی

در مورد شاهنشاه هوشنگ می گوید:

به فرمان یزدان پیروزگر

به داد و دهش تنگ بسته کمر

در مورد دوران پیشدادیان می گوید:

که گیتی به داد و دهش داشتند

به بیداد بر چشم نگماشتند

البته، برای یک شهریار نیکو، بجز دهشمندی و دادگری، نیرومندی تنی و روانی و همچنین دانش و آگاهی از اهمیت بسیاری برخوردار است و به گفته فردوسی بزرگ :

سخن زین درازی چه باید کشید

هنر برتر از گوهر آمد پدید

در استوره و تاریخ ایران همواره دانش و آگاهی و فن و هنر و نیروی تنی و روانی برای شهریاران بسیار مهم است زیرا که شهریاران کسانی باید باشند که میان خواست‌های خودشان و کشورشان باید سود میهن را برگزینند و خدمتگذار میهن خویش باشند.

اما مفهوم شهریاری آرزو شده مفهوم مینوی «خشتره وئیریه» می باشد و بدلیل توانمندی و آن، در گیتی نگهبان «ایووخشست» (فلزات) است. زیرا که فلزات نماد نیرومندی هستند و صنعت و پیشرفت گیتی و مردمان به آن بستگی دارد.

ابوریحان بیرونی، دانشمند نامی ایران زمین در این باره می گوید:

» شهریور ماه که روز چهارم آن شهریور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم جشن می باشد ، آن را شهریورگان گویند . معنی شهریور دوستی و آرزوست . شهریور فرشته ای است که به جواهر هفتگانه از قبیل طلا ، نقره و دیگر فلزات که برقراری صنعت و دوام دنیا و مردم به آنها بستگی دارد ، موکل است. «

از همین روست که ما در سفره های آیین خود به نماد شهریور امشاسپند، تاس روزین (کاسه رویین) یا در این اواخر سکه می گذاریم.

به همین دلیل است که برخی جشن شهریورگان را از آن ارتشداران می دانند و در گذشته مرسوم بوده که پادشاهان به لشکریان روزی داده و آلات رزمی می ساختند و به لشکریان آلات رزمی هدیه می دادند و جشن شهریورگان بیشتر در پادگانها و دژهای نظامی جشن گرفته می شده و ارتشداران برای گرامیداشت شهریور امشاسپند آلات رزمی خود را پاکیزه نگه میداشتند.

همانگونه که نماد مینوی «خشتره وئیریه» برای ما مهم است، همان اندازه گیتی نیز برای ما مهم است و دین زرتشتی به همان اندازه که به مینو توجه کرده، به گیتی نیز به همان اندازه ارزش می نهد. برای همین دین بهی دین طبیعت گراست و پاکیزگی محیط زیست و آبادانی گیتی بسیار سفارش شده است. به همین مناسبت در مورد نماد گیتی شهریور امشاسپند نیز سفارش شده است.

در اوستای پتت می خوانیم:

«اژهر آیینه وناه که من مینوها اندر شهریور امشاسپند و گیتی ها اندر ایووخشست، ایووخشست سردگان جست، ایووخشست را پاک و سوده نداشتم و به جایگاه نمناک نهادم تا زنگ گرفت، اژ دارشن وهان بنه بردم، ایووخشستی که زن دشتان چش اندرش خورده بید اژ دینی ها به نشستم، اژ زر و سیم و مس و روی و آهن و ارزیر و برنج اوی وناه کاران دادم تا پدش وناه کنند، مه سید به ایشان رسید، و من پدش وناهکار بید ایستم تا فه هم وهان که شهریور امشاسپند اژمن آزرد ایستید و نه خشنود، منشنی و گوشنی و کنشنی، تنی و روانی و گیتی و مینو، اژش همه گونه وناهی، اواخش و پشیمان و په پتت هم…»

در اندرز گواه گیری که برای پیوند مشترک بین دو بهدین خوانده می شود، موبد در مورد همه امشاسپندان سفارش می کند و در مورد شهریور امشاسپند می گوید:

«داد و آیین شهریور امشاسپند نیرومندی و خویشکاری است. اندر راه سروری و توانگری کوشا باشید. رهبران و سروران دادگر را فرمان برید و گرامی دارید. از فرارونی و درستکاری خواسته اندوزید. پیشه ور و کوشا و کار آزاد باشید. از بیکاری و گدایی دوری گزینید. بر خواسته کسان دست میازید و رشک مبرید. زر و سیم و مس و روی و آهن و ارزیر و برنج را پاک نگه دارید تا زنگ نزند و به کار آید.

در اوستای برساد که در پایان همه نمازها می خوانیم، از همه امشاسپندان نام برده شده و همکاران شهریورامشاسپند را ماه و خور و آسمان و انارام نام برده: «به خشنودی مینوی شهریور و خور و ماه و آسمان و انارام. انغر روشن گاه خدا.»

اما جشن شهریورگان را این روزها به نام روز پدر می نامند. در این سالهای اخیر انجمن گرامی موبدان روز جشن شهریورگان را روز پدر نامیدند. زیرا که شهریور امشاسپند ویژگی نرینه دارد. در باور زرتشتی سه امشاسپند ویژگی نرینه (وهومن و اشاوهیشتا و خشتره وئیریه) و سه امشاسپند ویژگی مادینه (سپنته آرمئیتی و خورداد و امرداد) دارند. بنابراین، شهریور که نماد مردانه است و هم نمادی از نیرومند در کنار فروتنی و دهشمندی و شهریاری بر خویشتن است، می تواند بهترین توصیف از پدران نیکو باشد.

موبد اردشیر خورشیدیان در این باره می گوید : شهریور نماد شهریاری و چیرگی بر نفس می باشد و مردان باید این ویژگی را دارا باشند و مردی مرد است که بتواند بر هوا و هوس ها چیره شود و در خدمت خانواده اش باشد.

همچنین، برخی ها این روز را روز زادروز شاهنشاه دارا می دانند و با شباهتهایی که دارا در شاهنامه با کوروش بزرگ دارد، آنرا به زادروز کوروش نسبت می دهند.

امروزه در جشن شهریورگان زرتشتیان در نیایشگاه ها گرد هم آمده و به شادی و همچنین نیایش همگانی می پردازند.

ما نیز این روز را به پدران عزیز میهن شادباش می گوییم و آرزومند بازگشت آن آرمانشهر به میهنیم…

نگارنده : نازنین زرین کلاه

Advertisements

درباره omiddana
من امید دانا سازنده برنامه رودست هستم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: