رادیو فردا از ترس محبوبیت شاهزاده رضا پهلوی امسال نام او را از فهرست نظرسنجی حذف کرد

 

نبت_First_Frame

 

وقتی عکس العمل رسانه ها را می بینیم به این پی می بریم چه کسانی و چه گروههایی پشت صحنه اداره کردن این رسانه ها هستند.سال گذشته رادیو فردا که کپه سنگین آن در دستان اصلاح طلبان خط امامی و مجموع شورشیان 57 هست آمد و در نظر سنجی شخصیت های خبر ساز سال نام شاهزاده رضا پهلوی را گنجانید تا با قرار دادن نام او در کنار موسوی و خامنه ای و احمدی نژاد و اصغر فرهادی که اسکار برده بود او را به عنوان شخصیتی که از نظر مردم در نظر سنجی در رده های چهار و پنج جامعه ایرانی هست قلمداد کند اما با رای قاطع ملت ایران شاهزاده مقام اول را کسب کرد. حتی رادیو فردا در یک عمل کاملا خلاف موازین به محض اسکار گرفتن اصغر فرهادی رای گیری را در فیس بوک تکرار شده که لاقل ایشان را دوم کند ولی بازهم نتوانست .

 

 

امسال از اشتباه گذشته درس گرفت و به کل نام شاهزاده را در نظر سنجی قرار نداد چون میدانست امسال با گام بزرگ شاهزاده رضا پهلوی برای رهایی ملت ایران و مذاکرات با دول اروپایی و کشورهایی مثل چین خبر سازترین چهره سال هست و امسال با رای قاطع تر و بیشتری از پارسال مقام اول را کسب میکند و دیگر اصغر فرهادی اسکار برده ای نیست که بتواند با شاهزاده رقابت کند. همین یک ماه پیش هم شاهزاده در بین 300 میهمان برنامه افق صدای امریکا با رای قاطع اول شد. جایی که او یک تنه با بسیاری از شورشیان 57 رقابت داشت ولی مردم ایران آگاه هستند که به چه کسی رای دهند و خادم را از خائن به خوبی تشخیص میدهند.

 

حال من به عنوان یک وبلاگ نویس از رادیو فردا چند مورد را میخواهم :

 

1-این اسامی که انتخاب شده اند بر چه اساسی خبر ساز ترین هستند؟ از نظر من به جز محمود احمدی نژاد و ستار بهشتی بقیه اسامی هیچگونه خبری نداشته اند. میرحسین موسوی که یکسال کلامی نگفته خبر ساز بوده یا ابولفضل قدیانی ؟ یا جعفر پناهی که از او هم خبری نبوده ؟ یا تاجرزاده ؟ گویا جمع شورشیان 57 جمع هست که با علی لاریجانی هم این جمع تکمیل میشود !

2-رادیو فردا باید آن روزنامه نگارانی که که این اسامی را اعلام کرده با اسامی و نام هایی که معرفی کرده اند بیاورد تا ما پی ببریم چه کسانی هستند که اینقدر شعور و سواد نداشته اند و اسامی خود را روزنامه نگار گذاشته اند؟

3-رادیو فردا باید از ملت ایران بابت این انتخاب عذر خواهی کند.

 

در پایان توجه شما را به یک کامنت زیبا که زیر این نظر سنجی نوشته شده است جلب میکنم

آدرس نظر سنجی :

https://www.facebook.com/questions/10151452843083841/

 

برای مهندسی بهتر انتخابات و جلوگیری از بی آبرویی بیشتر در آینده، پیشنهاد می کنم که به موارد زیر عمل فرمائید:

1- شورای محترم نگهبان رادیوفردا(با نام مستعارکارشناسان، روزنامه نگاران و صاحبنظران) اسامی زیر را برای انتخابات تائید صلاحیت فرمایند: آقا سید میرحسین موسوی ، آیت اله اکبر رفسنچان بهرمان، علمدار چپقچیان لنئنی، گل کوفته بی حیای اصل، مایکل پاکستان شرق و چند تا اسم خوشنام ولی گمنام از زندانیان مظلوم و دنیای هنر

2- یک شعبه دادستانی در رادیوفردا افتتاح شده و از سه ماه قبل هر روز یکی از دختران میرحسین و یا دختر خاله ها و عمه ها را احضار کنند و هفته ای یک بار هم مهدی و فائزه هاشمی را به اعدام محکوم کنند. ضمنا همه از شوهرانشان طلاق بگیرند و به گردن احمدی نژاد بیاندازند. شما هم از تولید به مصرف خبرها را داغ داغ با عکس و تفصیل پخش کنید.

3- نیروهای غیبی را از ابتدا وارد عمل کنید و به دو نفر اول انتخابی از روز اول هزار رای خالص اختصاص دهید تا مردم فکر کنند که خیلی محبوبند(کاری که در مورد پرخواننده ترین مطالب انجام می گیرد)

4- برای انتخابات جاری هم توصیه می شود که بگردید چند تا خبر از توی آرشیو سال های گذشته در مورد افراد مورد نظرتان پیدا کنید و دوباره بطور مکرر پخش کنید و آمار بیشترین خواننده را به آن اختصاص دهید(کسی به کسی نیست مردم به شما ایمان آورده اند، باورکنید)

 

نگارنده: مبارز نستوه

Advertisements

نهادینه کردن خشونت در جامعه توسط رژیم اسلامی

 

ذد_First_Frame

شاید کمتر روزی را می توان یافت که اخباری از اعدام در شهرهای مختلف ایران به گوش نرسد (1) . مشکلات ناشی از فقر رو به گسترش و عدم تحرک و شادابی جامعه و گرفتار شدن جوانان در بین سنت و مدرنیته و از همه مهمتر تحکم سیاسی و اجتماعی و فرهنگی حکومت آخوندی به مردم سبب افزایش انواع تخلفات در جامعه شده است که در این بین جمهوری اسلامی به دلیل عدم تمایل و عدم توانایی در ریشه یابی مشکلات ، صرفا با قربانی کردن «معلول ها » چشم از «علت ها» بر می دارد.

 

رفتار های غیر انسانی حکومت با ملت و تخریب فرهنگ چندین هزار ساله مردم که متکی بر مهربانی و همدلی بود ، سبب شده است که واکنش اکثریت جامعه ایرانی در مواجهه با خشونت به حداقل ممکن رسیده و حتی در مواردی خود جامعه مبلغ خشونت شود ، بدون آنکه از محصول نهایی رفتار خود آگاهی داشته باشد.

 

اعدامهای صورت گرفته در مقابل انظار مردم و بدتر از آن ؛ سنگسارها ؛ به حدی برای مردم جذاب و لذت بخش شده است که از ساعتهای ابتدایی صبح به محل اعدامها هجوم می آورند تا در صف اول تماشاگران قرار گرفته و علاوه بر دیدن کامل جزئیات جان دادن یک انسان ، بوسیله تلفن های همراه خود از این صحنه ها فیلمبرداری و آن را از طریق بلوتوث و شبکه های اجتماعی در مقابل دیدگان سایرینی بگذارند که از تماشای این صحنه ها محروم بوده اند! و این در حالی است که روز به روز از تعداد تماشاگران سالن های سینما و مجموعه های ورزشی کم می شود!( البته این موضوع هم در راستای همان سیاست نابودی فرهنگی و به حداقل رساندن شور و نشاط در جامعه است که جمهوری اسلامی در چندین سال گذشته بر شدت آن افزوده است)

 

خشونت و پذیرفتن آن از همان ابتدا در ذهن فرزندان ایران نقش می بندد! این موضوع از قربانی کردن حیوانات و سربریدن آنها در مقابل دیدگان کودکان به بهانه های مختلف ( از خرید اتومبیل و خانه و قبولی در دانشگاه و عروسی و…) این پیام را برای کودکان دارد که می توان برای منافع خود سایر موجودات را قربانی کرد و ترس کودک از دیدن صحنه های سربریدن ، کم کم از بین می رود!

 

شرکت در آیین های مذهبی و عزاداری ها که در آن با الفاظ خشونت آمیز صحنه های عاشورا را توصیف می کنند ؛ و در بسیاری مواقع هم پدران با شور و اشتیاق با قمه و شمشیر فرق فرزندان خود را در این محافل می شکافند و او را غرق خون می کنند به گمان این که ارادت خود را به ائمه نشان دهند ؛ نیز از جمله راههای تشویق خشونت و یا حداقل بی تفاوت ساختن جامعه در مقابل دیدن خشونت است!

 

رفتارهای حکومتی که از اعماق تاریک اعصار آمده و در جهانی نوین بر کشور ما سایه افکنده است سبب شده است که فرهنگ اصیل ایرانی بجای رشد و ترقی و معرفی به عنوان یک الگوی انسانی به سایر ملل ، رو به بربریت عقب نشینی کند!

 

جمهوری اسلامی با به نمایش گذاشتن صحنه های شلاق زدن و اعدام مردم و نشان دادن زجر و عذابی که قربانی در هنگام اعمال مجازات می کشد ، چنین می اندیشد که این گونه نمایش ها سبب ترس متخلفین احتمالی آینده خواهد شد و آنها را از انجام اعمال مشابه باز خواهد داشت حال آنکه آمار نشان دهنده نتیجه ایی کاملا متفاوت است! ترس از مرگ و اعدام به شکل فزاینده ایی در بین مردم ایران از بین رفته زیرا مرگ و دیدن صحنه های جان سپردن دیگران به تفریحی برای جامعه مبدل شده است و در صورت ادامه روند فعلی باید شاهد شکل گیری گروههای تبه کاری و مافیایی بسیار خشن و قدرتمند باشیم که می توانند با بهره گیری از روشهای پیشرفته ، امکان شناسایی و ردیابی خود را به حداقل ممکن برسانند!

 

حکومت اسلامی به خوبی می داند منشاء تمام چنین تبه کاریهای سیاست ها و رفتارهای متناقض خود اوست ، بنابر این به دنبال هیچ راهکار اساسی و ریشه یابی معضلات نیست ، زیرا ریشه تمام مفاسد در ماهیت پلید جمهوری اسلامی و حکومت مافیای آخوندی است!

 

نگارنده: شاهین شعبانی