اسد رفتنی است، انقلاب را بخاطر بسپار

بهروز جاوید تهرانی

 

روز چهارشنبه خبرهای متعددی بر روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت. اول گفتند: نیروی هوایی اسرائیل منطقه‌ای را در مرز مشترک لبنان و سوریه هدف قرار داده که از سوی حزب الله لبنان برای انتقال سلاح از دمشق به داخل لبنان استفاده می‌شود.

پس از آن اعلام شد که یک کاروان نظامی حامل سلاح برای حزب الله لبنان در جاده دمشق – بیروت هدف قرار گرفته و حتی برخی گمانه زنی‌ها حاکی از آن بود که این کاروان حامل موشک‌های میان برد ضد هوایی سام ۱۷ روسی است که برای حزب الله لبنان فرستاده شده است. گزارش‌های ارتش لبنان مبنی بر تحرکات فشرده غیرعادی هواپیماهای اف ۱۶ اسرائیل بر فراز لبنان این گمانه زنی‌ها را تشدید کرد تا آنکه فرمانده ارتش و نیروهای مسلح بشار اسد اعلام کرد: ک

ه نیروی هوایی اسرائیل به یکی از مراکز تحقیقاتی ارتش سوریه در منطقه «جمرایا» در شمال شرق دمشق حمله و این مرکز را با شش فروند موشک هوا به زمین بمباران و ویران کرده که طی این حمله ۲ نفر کشته شده‌اند.

 

وقوع چنین حمله‌ای در روابط سوریه و اسرائیل تازگی نداشت و پیش‌تر نیز در سال ۲۰۰۷ تاسیسات هسته‌ای سوریه واقع در «دیرالزور» بوسیله جنگنده‌های اسرائیلی مورد هدف قرار گرفته بود. اما چیزی که در حمله اخیر باعث پیچیدگی هرچه بیشتر مناسبات منطقه‌ای و بحران سوریه می‌شود این است که سوریه در شرایط یک انقلاب و قیام مسلحانه توده‌ای بسر می‌برد و مقامات دولتی سوریه سعی نمودند از این حمله ‌‌نهایت استفاده را برده و اسرائیل را متحد و پشتیبان انقلابیون سوری نشان دهند، به امید اینکه این تبلیغات با توجه به احساسات ضد اسرائیلی حاکم بر منطقه، در اقبال عمومی مردم سوریه به ارتش آزاد تاثیر گذاشته و روند پیشروی انقلابیون را کُند کنَد.


پس از دوسال نبرد خونین در سوریه حقیقت این است که بشار اسد در آستانه سرنگونی قرار گرفته. آنچه تا امروز بشار اسد را در قدرت حفظ کرد نه تواناییهای فردی و نظامی و نه پشتیبانی ایران و روسیه، بلکه توانایی وی در این مسئله بود که انقلابیون سوری را مرتجعین و بنیاد گراهای سلفی به جهان غالب نماید.
 

 

بشار اسد با پررنگ کردن نقش بنیادگرایی اسلامی در بین انقلابیون، افکار عمومی و همچنین دولتمردان جهان را فریب داد تا آنطور که باید از انقلابیون حمایت نکنند.

 

غرب علی الخصوص آمریکا از ترس اینکه سوریه هیچ‌گاه به ثبات نرسد و مانند افغانستانِ پیش از حمله نظامی به مأمن تروریستهای سلفی و القاعده تبدیل شود، همیشه با احتیاط کامل در قبال بهار سوریه موضع می‌گرفت، مضاف بر اینکه سوریه همسایه کشور اسرائیل بوده و وجود چنین پایگاه تروریستی در جوار اسرائیل برای غرب غیر قابل تحمل بود.

 

غرب و اسرائیل از این وحشت داشتند که سوریه همانند تونس، لیبی و مصر نبوده و هیچگاه به ثبات مورد نظر نرسد و سلاحهای شیمیایی بشار اسد بدست انقلابیون سوری و یا حزب الله لبنان بیافتد. بنا براین باید حرف‌ها و شعارهای سیاسی سردمداران غرب و اسرائیل را نادیده گرفت و پذیرفت که وجود بشار اسد ضعیف شده بر اثر جنگ داخلی تنها گزینه برای حفظ منافع ایشان در منطقه بشمار می‌آید از این روست که غرب هیچ‌گاه به روسیه و ایران فشار کافی را وارد نکرد تا دست از حمایت بی چون چرا از اسد بردارند. زیرا بشار اسد طی ۳ دهه گذشته ثابت کرده بهترین حافظ امنیت در مرزهای شرقی کشور اسرائیل به شمار می‌رود و در مورد بازپس گیری تپه‌های جولان نیز کوچک‌ترین اقدام عملی از خود نشان نمی‌دهد.

 

همه این عوامل دست در دست هم دادند تا انقلاب سوریه بیش از دو سال به درازا بکشد و اکنون حمله جنگنده‌های اسرائیلی به خاک سوریه و بمباران هدفی که همه می‌دانند پایگاه شیمیایی بشار اسد محسوب می‌شده، نشان از قطع امید کامل غرب و اسرائیل نسبت به بقای بشار اسد و آمادگی واقعی برای پذیرش دولت انقلابی در جامعه جهانی می‌دهد و نوید بخش این مطلب است که اسد رفتنی است.

 

بهروز جاوید تهرانی

برادر مجید توکلی: روحیه مجید در زندان عالی است

download (10)

علی توکلی برادر زندانی سیاسی مجید توکلی از روحیه خوب مجید در زندان خبر داد.

به گزارش جرس، وی گفت آقای زید آبادی اخیرا به دیدار مادرم آمده و گفته مجید فقط نگران والدین خود است.< ادامهٔ این نوشته را بخوانید

جناب بهرام مشیری شما نخست باید عذرخواهی کنید

بهرام مشیری

 

پس از رای گیری صفحه فیسبوک برنامه افق درباره میهمانان برگزیده این برنامه در طول یک سال گذشته که در آن شاهزاده رضا پهلوی در رده نخست قرار گرفت برنامه افق از شش میهمان برگزیده خود دعوت کرد تا در یک برنامه زنده حضور پیدا کنند و تنها گفتگو با شاهزاده به دلیل مشغله او به صورت ضبط شده پخش شد. در جریان گفتگو آقای سیامک دهقانپور از همه این افراد پرسید که آیا حاضر هستند با خامنه ای در یک برنامه تلویزیونی مناظره کنند که همه اعضا به نوعی به این پرسش پاسخ مثبت دادند و هنگامی که آقای بهرام مشیری پاسخ خود را به این پرسش پاسخ داد بلافاصله سیامک دهقانپور از او پرسید آیا حاضرید با آقای پهلوی گفتگو کنید و اینجا بود که آقای مشیری یک دروغ بسیار آشکار گفت و آن این بود که رضا پهلوی در فیسبوک خود نوشته حاضر نیست با من گفتگو کند در حالیکه هرکسی که فیسبوک شاهزاده را دنبال کند می داند که اصولا تا به حال چیزی درباره جناب مشیری در آن نوشته نشده و همینطور هیچگاه نوشته نشده که با کسی حاضر به گفتگو نیست و پس از اینکه آقای مشیری با اعتراض بحشی از هم میهنان مواجه شدند در فیسبوک خود اطلاعیه صادر کردند که دوستانم به من این موضوع را اطلاع دادند و همینطور موضوع را دوباره به تلویزیون اندیشه مربوط می کنند که آنها با دفتر شاهزاده تماس گرفتند و ایشان نخواستند گفتگو کنند.

 

این دوستان نا معلوم آقای مشیری و همینطور نا آگاهی ایشان در بسیاری از زمینه ها تا به حال چندین بار سبب شده اند که ایشان سخنانی خلاف واقع را بر زبان بیاورد. یکی از واپسین نمونه های آن سخنان ایشان درباره استاد خوانساری نوازنده چیره دست سرزمینمان بود که با پاسخ سریع برادرزاده استاد خوانساری مواجه شد ولی بازهم ایشان هیچگونه احساس مسئولیتی در برابر سخنان خلاف واقع خود نداشتند. متاسفانه از این نمونه ها در میان سخنان ایشان بازهم بوده. همیشه دوستانی نامعلوم به ایشان اطلاعاتی دادند و ایشان هم جلوی دوربین آنها را بازگو کرده بدون آنکه از درستی آن مطمئن شود.

 

حال روی سخنم با آقای مشیری است :

 

1 – جناب مشیری در نخستین گام شما به عنوان کسی که خیلی ادعای دموکراسی و دموکراسی شناسی دارید باید این را بدانید که در هر نظام و جامعه دموکراتی در دنیا شما چه از نظر اخلاقی و چه از نظر قانونی وظیفه دارید در برابر ادعای نادرستی که در یک برنامه تلویزیونی کردید عذرخواهی کنید نه اینکه بدون عذرخواهی موضوع دیگری را پیش بکشید. ادعای دقیق شما در برنامه افق این بود که در فیسبوک شاهزاده رضا پهلوی نوشته شده که ایشان حاضر به گفتگو با شما نیستند و متاسفانه شاهزاده هم به صورت زنده در برنامه حضور نداشت که پاسخ شما را بدهد ولی با اعتراضاتی که از سوی هم میهنان عضو صفحه فیسبوک ایشان شد یا شما هنوز روی ادعای خود هستید یا از نادرستی آن مطلع شده اید (با فرض اینکه شما نا آگاهانه چنین چیزی را گفته باشید). اگر هنوز روی ادعای خود هستید باید ادعای خود را با ارائه سند معتبر از فیسبوک شاهزاده اثبات کنید وگرنه وظیفه دارید عذرخواهی کنید. قاعدتا با این همه ادعایتان در دموکراسی باید بدانید که در یک نظام دموکرات می توانند برای همین ادعای کوچک در صورت عدم اثبات آن شما را به دادگاه بکشانند هرچند که همه می دانیم شاهزاده زمان و انرژی خود را صرف دادگاه و کار قانونی در برابر شما نمی کند و زمانش را صرف کارهای بسیار ارزشمندتر از این می کند ولی شما اگر واقعا به اصول اخلاقی پایبند باشید بابت سخن نادرستتان عذرخواهی می کنید.

 

2- حال به فرض که ادعای شما درست باشد و او نخواهد با شما گفتگو کند. مشکل چیست؟ آیا چنین حقی ندارد؟ در سراسر دنیا این همه شخصیت اجتماعی و هنری و سیاسی در بسیاری از گفتگوها شرکت نمی کنند چون این طبیعی ترین حق یک انسان است که نخواهد با فرد دیگری گفتگو کند آن

 هم گفتگو میان دو انسانی که فعالیت هایشان فارغ از اینکه دیدگاهمان درباره آنها چیست هیچ سنخیتی با هم ندارد و مشخص نیست گفتگو حول چه محوری قرار است انجام شود. اگر شما با پدر و پدربزرگ او مشکل دارید و به هر دلیلی مخالف آنها هستید طرف گفتگوی شما باید فردی با دیدگاه مخالف شما باشد نه شخص رضا پهلوی زیرا او هیچ ادعایی درباره تاریخدان بودن و پژوهشگر بودن ندارد (بگذریم از اینکه آیا شما تاریخدان هستید یا خیر؟). اگر مشکلتان با فعالیتهای امروز رضا پهلوی است بازهم طرف صحبت شما باید یک هوادار او باشد نه شخص او. به مانند این است که مثلا یک فرد مخالف یک کاندیدا در یک انتخابات بخواهد به جای مناظره با یک هوادار او با خود آن کاندیدا مناظره کند. با عرض پوزش این خیلی احمقانه است. در هیچ جای دنیا چنین مناظره ای انجام نمی شود.

نا گفته نماند برخی افراد هم که مخالف دیدگاه های شما در زمینه تاریخ معاصر ایران هستند شما را به مناظره دعوت کرده اند ولی شما به مانند شاهزاده رضا پهلوی هیچ پاسخی ندادید آن هم در برابر کسی که خیلی شفاف می گوید در زمینه تاریخ معاصر ایران می خواهد با شما مناظره کند. آخرین نمونه آن برنامه ساز جوان تلویزیونی آقای خسرو فروهر بود که نه یک بار بلکه چند بار از شما دعوت کرد که باهم در زمینه مشخص تاریخ معاصر مناظره داشته باشید ولی شما بی اعتنا بودید.

 

3-شما در سخنان خود همیشه هواداران استبداد سابق (که من آن را به شاه اللهی ها که انسان های بسیار دگم و متعصبی هستند تعبیر می کنم و امیدوارم تعبیرم درست باشد و منظور شما مشروطه خواهان نباشد) انسان های بسیار متعصب معرفی می کنید. سخنتان کاملا درست است. اصولا تعصب درباره هر شخصی و روی هر ایدئولوژی محکوم است و نشان از بی فکری دارد اما نکته اینجاست که شما نه تنها خودتان انسان متعصبی هستید بلکه این تعصب را آگاهانه یا نا آگاهانه میان هواداران خود نیز ترویج داده اید و از آنها مشتی مرید ساخته اید که هرچه مرشدشان بگوید می پذیرند.

یکی از مهمترین نمادهای تعصب در صحنه سیاسی ایران در دوران معاصر این قاب عکسهایی بوده که افراد روی میز خود یا پشت سر گذاشته اند. یکی قاب عکس رضا شاه یا محمدرضا شاه را می گذارد و دیگری قاب عکس کارل مارکس و آن یکی قاب عکس مصدق و قاب عکس های دیگری مانند رجوی و تازگی هم زنده یادان محسن پزشکپور و داریوش همایون به این جمع پیوسته اند.

ویژگی مشترک کسانی که قاب عکس روی خود می گذارند (از جمله شما) این است که صاحب آن تصویر برایشان تبدیل به مظهر تمام خوبی های جهان شده و همه یا با او بودند یا بر او و او برایشان پیغمبری بوده که همه کارها و دیدگاه هایش درست بوده و حتی به اندازه سر سوزنی اشتباه نکرده. بارها دیده ایم که شما و همفکرانتان چگونه کسانی را که نقدی بر عملکرد و کارنامه دکتر مصدق داشته اند به خیال خود ترور شخصیت کرده اید و به او اتهامات واهی بسته اید. واپسین نمونه آن مورخ گرانقدر سرزمینمان علی میرفطروس بود که به یکباره با رسیدن کتاب بی نظیر ایشان یعنی آسیب شناسی یک شکست به چاپ چهارم یک جریان ترور شخصیت مشابه آنچه در دوره حکومت محمدرضا شاه از سوی حزب توده شکل می گرفت علیه او نیز شکل گرفت.

همینطور ادبیات هواداران شما در بسیاری از موارد خیلی دست کمی از همان شاه اللهی ها ندارد و من را به یاد مریدان آن مرشدی می اندازد که هرچه مرشدشان می گفت وظیفه داشتند تایید کنند و به آن عمل کنند و هر که بر ضد مرشدشان چیزی می گفت بی هیچ فکری وظیفه خود می دانستند با آن به هر شکلی که می توانند مخالفت کنند و لحن برخی از هوادارانتان زمانیکه می گویند ((اگه نمیترسه بیاد با استاد مناظره کنه)) بیشتر مرا به یاد نوچه های آن گنده لاتی می اندازد که گویا می خواهد با یک لات دیگر درگیر شود.

اما در پایان می خواهم واقعا بدانم جناب مشیری آیا شما و دیگرانی مانند شما اصولا درد میهن دارید یا تنها فکر و ذکرتان این است که چگونه پهلوی ها را خراب کنیم؟ به راستی گاهی با شنیدن برخی سخنان شما و یا دیگران با وجود اینکه در این دوره نکبت بار تاریخ ایران به دنیا آمده ام لحظه ای فکر می کنم شاید کشورم هنوز در دوره پهلوی است که شما و سایرین اینگونه بر علیه پهلوی ها سخن می گویید.

در هر حال چه رای گیری سال گذشته رادیو فردا و چه رای گیری امسال افق نشان می دهد که شاهزاده رضا پهلوی به عنوان کسی که می خواهد در صحنه سیاسی ایران تاثیرگزار باشد تا حدی (کم یا زیاد) وزن اجتماعی دارد و این موضوع غیر قابل انکار است و امیدوارم ایرانیان میهن پرست از او به عنوان یک سرمایه ملی و در جهت منافع میهن سود ببرند نه اینکه بخواهند او را با بحث ها و سخنان بیهوده تخریب کنند و خواسته یا ناخواسته سبب شادی جمهوری پربرکت شوند.

 

پیروز باشید. پاینده ایران و ایرانی. به امید ایرانی یکپارچه ، آباد و آزاد و به امید آگاهی ایرانی

 

نگارنده : کاوه

برگرفته شده از وبلاگ میهن پرست