راننده کامیون ترانزیت سوخت به افغانستان در آستانه اعدام

 

images (2)علی عالمی از رانندگان کامیون‌های ترانزیت سوخت که از اسفند ماه ۱۳۸۹ به مدت ۲۲ ماه در رابطه با اتهام حمل و قاچاق مواد مخدر به کشور از مرز افغانستان در زندان تایباد به سر می‌برد، در آستانه اعدام قرار گرفته است.

علی عالمی راننده یکی از تانکر‌های حمل و ترانزیت سوخت از ایران به افغانستان بوده است که روز ۱۷ اسفند ماه ۸۹ پس از کشف ۹۰ کیلوگرم مواد مخدر در سقف اتاقک کامیون توسط پلیس مبارزه با مواد مخدر بازداشت شده است.

دادگاه انقلاب اسلامی تایباد آذرماه سال ۹۰ به صورت غیر علنی و بدون حضور هیئت منصفه علی عالمی را محاکمه و به اعدام محکوم کرده بود.

تلاش‌های خانواده عالمی برای تجدیدنظر در این حکم توسط کمیسیون عفو طی یک سال گذشته بی‌نتیجه مانده است و شهباز، دادستان تایباد به درخواست‌های خانواده وی برای بررسی مجدد پرونده پاسخ منفی داده و بر ضرورت اجرای حکم اعدام تاکید کرده است.

گفتنی است داوود فتحی، دیگر متهم این پرونده نیز مرداد ماه سال ۹۰ توسط دادگاه انقلاب اسلامی تایباد محاکمه و به اعدام محکوم شده بود. فتحی چهارشنبه ششم دی ماه در زندان تایباد همراه با نه تن دیگر به دار آویخته شدند. اجرای حکم اعدام داوود فتحی نگرانی‌ها را در رابطه با احتمال اعدام علی عالمی افزایش داده است.

Advertisements

نسل من نسل سوخته

 

385437_172938519507483_1071758684_n (1)

نسل گند و مزخرفی بودیم. نسلی که برای همه چیز باید رقابت می کرد.

نسل کنکور و انتخاب رشته، نسل دعوا سر صندلی مترو، نسل دویدن پشت اتوبوس و چپیدن توی تاکسی. نسل ما لگد کردن رقیب و گذشتن از روی اون توی خون اش بود.

دل به هر کس دادیم، قبل از ما دل داده بود. سگ دو زدیم برای آغاز راهی که قبل از ما هزارها به آخر خطش رسیده بودند.

نسل عقده بودیم و آه حسرت پشت ویراژ ارابه هایی که قیمت خون خودمان و هفت پشتمان بود.

نسل دیدن و نداشتن، خواستن ونتوانستن، رفتن و نرسیدن. نسل آرزوهایی که تا آخرش بر دل ماند. نسل آهنگ های سوزناک. نسل هایده و عرق سگی با طعم دیازپام. نسل سیگار نامرغوب جگردار. نسلی که یا باید می کرد و یا می داد، تحمل و باج را. به ما که رسید رودخانه ها خشکید، جنگل ها سوخت و ابرها نبارید. به ما که رسید بنزین و شیر با هم کورس گذاشتند.

نسل تحریم تنبان و خمیر دندان و زیربغل. نسل طلاق هفتاد درصد. نسل فیس بوک از سر بی کسی. نسل کش دادن دانشگاه از ترس سربازی. نسل درد و دل با دیوار. نسل بحث فلسفی توی تاکسی. نسل دلتنگی برای طعم لب هایی که هرگز نچشیدیم.

نسل ماندن سر دو راهی. نسل انتخاب بین بد و بدتر. نسل عقده ی دیده شدن، خوانده شدن، شنیده شدن. نسل جنبش های پنجر. نسل بغض، ناله ، ضجه. ما نسل انقلاب، نسل حماسه ایم. نسل ما برای انتخابات آزاد باید، نداها و سهراب ها کشته بده و ستارها شکنجه کنه.

نسل ما نسلی است که با داشتن بزرگترین منبع گاز، بچه های مدرسه را در مدرسه میسوزانه و همچنان میسوزانه. نسل ما نسل خوابیدن با رویای بیدار نشدن از خواب. نسل هرزگی به قیمت یه لقمه نان، یه لباس ساده یا یه جفت کفش با یه پاپیون روش. نسل، نسل کشی، نسل برادر کشی. نسل سانسور. نسل ما نسلی است که کودکان بزرگ هستند و بزرگان کودک. نسل کتابهای خوانده و نخوانده. نسل ایدز، سوزاک و هزاران مریضی. نسل برنج هندی و تایلندی. نسل سویا به جای گوشت. نسل دویدنهای پدر برای نان به طول تمام زندگیش. نسل ساختن مسجدها به جای مدرسه. نسل در نطفه خفه کردن، سقط، کورتاژ. نسل ما نسلی است که پسرها دختر میشوند و دخترها پسر. نسل کشتن ورزشکارا و زنده نگه داشتن معتادها. نسل ندیدن و نشنیدن و نفهمیدن. نسل آرزوها. نسل تجاوز، تجاوز حتی به دختر ۳ ساله و عقب مانده ذهنی. نسل ما نسلی است که پرنده در قفس نگه میداریم و شعار آزادی میدهیم. نسل ما نسل سوخته است.

من سوختم، تو سوختی، او سوخت، آنها خواهند سوخت. نسل ما نسل بی کاری و کار کردن بدون حقوق. نسل فروش انواع کلیه به قیمت هیچی. نسل کودکان فال فروش. نسل خوردن گوشت خر. نسل آلودگی و باران و برف ندیده.نسل حسرت بردل ماندن برای یه آدم برفی. نسل خشکیده. نسل ما نسلی است که پسرهایش برای دختر بازی بچه های بالای شهرند و برای دعوا پایین شهری. نسل ما نسل سوخته است. من دارم میسوزم. من بچه انقلاب هستم، همان انقلابی که پدرم در سال ۵۷ شرکت کرد و در سال ۵۸ به پای صندوقهای رای رفت برای بدبخت کردن من.

نسل من…………

نگارنده: مهری سعیدی